![]() |
![]() |
|
| اگر دیگران نبودند ... باید سر در گوش خود می گذاشتم و با خودپچ پچ می کردم. اما با کدام زبان؟ نمی دانم |
|
دو شاخه نرگست ای یار دلبند چه خوش عطری درین ایوان پراکند اگر صد گونه غم داری چو نرگس به روی زندگی لبخند لبخند گل نارنج و تنگ آب و ماهی صفای آسمان صبحگاهی بیا تا عیدی از حافظ بگیریم که از او می ستانی هر چه می خواهی سحر دیدم درخت ارغوانی کشیده سر به بام خسته جانی بهارت خوش که فکر دیگرانی سری از بوی گلها مست داری کتاب و ساغری در دست داری دلی را هم اگر خشنود کردی به گیتی هرچه شادی هست داری چمن دلکش ، زمین خرم ، هوا تر نشستن پای گندم زار خوشتر امید تازه را دریاب و دریاب غم دیرینه را بگذار و بگذر (فریدون مشیری) دوستای خوبم سلام. فردا آخرین روز کاری من تو سال ۸۷ هست. برای همتون آرزوی سلامتی و شادکامی دارم. امیدوارم که تعطیلات خوش بگذره. راستی: سال نو مبارک
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط شکیبا |
|
|
این تست رو موقع وبگردی پیدا کردم . من انجامش دادم و به نظرم جالب اومد. شما هم امتحان کنید
|
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط شکیبا |
|
|
- تو فکر میکنی واقعاْ منو دوست داره؟!! - بهت نیاز داره. - یعنی دوستم نداره؟!! - اونو خودت باید حس کنی، چیزی که من دستگیرم شده نیازشه. - چه جوری بفهمم؟ - وقتی دیگه بهت نیاز نداشت، معلوم میشه چقدر دوستت داره. پ ن : واقعاْ تو زندگیمون چند نفرو بدون اینکه بهشون نیاز داشته باشیم دوست داریم؟!! بعداْ نوشتم: (منظورم از نیاز ، نیاز روحی و عاطفی نیست. چون از این دید همه ما نیازمندیم).
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم اسفند 1387ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط شکیبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شکیبا هستم. متاهلم و دو تا بچه دارم. شاغل هستم.
|
|
RSS
|